انگوران زنجان

منطقه انگوران نگین زنجان

انگوران زنجان

منطقه انگوران نگین زنجان

انگوران زنجان

منطقه انگوران از توابع شهرستان ماهنشان از مناطق دارای قابلیت های فراوان برای رشد و توسعه ی استان زنجان است،اما متاسفانه بنا به علل متعدد؛کمتر توسعه یافته و یا بهتر بگوییم عقب مانده و محروم است.شاخصترین قابلیت منطقه برای رشد وجود معدن بزرگ سرب و روی و شرکت های وابسته به آن موسوم به معدن انگوران است که در سطح ایران و حتی خاورمیانه از معادن مهم و بزرگ به شمار می رود.علاوه بر آن وجود طبیعت بکر و زیبا همچون کناره های رود قشلاجوق که ظرفیت تبدیل شدن به پایلوت گردشگری را دارد،همچنین کوهای سر به فلک کشیده با قابلیت ورزش ای کوهنوردی،صخره نوردی ،غارنوردی و اسکی و ...وجود ییلاق انگوران، منطقه حفاطت شده انگوران و پناهگاه حیات وحش انگوران ظرفیت های نابی را در زمینه های صنعت اکوتوریسم و پرورش صنعتی دام طیور و پرورش ماهی و زنبور داری ایجاد کرده است.همگی این موارد عواملی هستند که می توانند در رشد سریع منطقه تاثیر گذار باشند. اما متاسفانه نه تنها همه این استعداد ها به هیچ انگاشته شده است؛بلکه منطقه از داشتن ابتدایی ترین امکانات بهداشتی و فرهنگی و ... همچون یک بیمارستان مناسب که حق مردم است نیز محروم مانده است.
.از کتاب نام آوران انگوران( عیسی قاسم پور)

آخرین نظرات

۹ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

                                              بسم الله الرحمن الرحیم                         
 
 

مولانا همتی انگورانی از شاعران توانا ودر عین حال ناشاخته اواخرقرن دهم هجری و اوایل قرن یازدهم است. از او دیوان شعری به زبان ترکی آذری یادگار مانده است. جلد اول آن شامل قصاید و غزلیات است که در مناقب مولای متقیان حضرت علی (علیه السلام) سروده است، وجلد دوم قصاید و غزلیات عرفانی است.

      مولانا همتی در روستای انگوران از شهرستان ماهنشان متولد شد. همانند بیشتر حکما و علمای قرون گذشته به سرزمینهای گوناگون سفر کرد، و در نهایت به زادگاه خود برگشته و همانجا به شهادت رسیده و مدفون گشته است.

        دارنده ی نسخه خطی دیوان همتی او را از "اهل حق" می داند، ولی خود شاعر خود را از اعتقادات "اهل حق" که از جمله ی آنها اعتقاد به  حلول و تناسخ است، مبرا دانسته است.

      در ضمن غزلی می گوید:

 عشقیلن بو عرصه ده میدان اری دیر همتی              مشرک و منکرلرین باغرین اری دیر همتی

خارجی و ناصبی، مروانی و مشرک دگیل               تابع آل علی، حق لشگری دور همتی

 نور آلمیش خاک پاییندن بصیرت اهلیدور                 پیرو شاه ولایت، حیدری دور همتی

 اتحادی و حلولی، فلسفی دن دور ائدن                      نطقوی دن هم حروفی دن بری دور همتی

 پیشواسی، رهنماسی،رهبری اثنی عشر                    قول و فعلی حقه لایق جعفری دور همتی

 آنچه کهنسالان روستا می گویند در قبرستان سره یال که قبر مولانا همتی هم در آن واقع است، قبور زیادی وجود داشته که بر سنگ قبر اکثر آنها لفظ"شهید" نقش بسته بود. متاسفانه بهنگام احداث عمارت خانی از تمام آن سنگها برای بنای عمارت استفاده شده است بجز سنگ قبر مولانا همتی بر جای خود حفظ شده بود که این خود نشانه ی محترم بودن ایشان در بین اهالی از دیرباز است. 

سنگ قبر مزار مولانا با «ستاره هشت پر»( ستاره هشت پر در زمره نمادهای اسلامی است. این نماد در بخش‌های مختلف هنر اسلامی نظیر معماری، خطاطی، طراحی و .... به کار رفته است. )حاشیه بندی شده است. 

   اما اینکه این نبرد، با چه عنوان و دقیقا در چه تاریخی در این محل رخ داده ، آیا از تعرضهای دولت عثمانی بوده است یا خیر ؟ جای تحقیق است ونیاز به کمک محققان و آگاهان از مسائل تاریخی.

  بی شک معرفی این شاعر توانا مرهون زحمات ارزشمند آقایان استاد محمد رضا کریمی و رضا قاسمپورمیباشد که امیدواریم باچاپ شدن دیوان شعر مولانا همتی انگورانی به ثمر بنشیند. انشاﺀ الله باعث تلاش جوانان این منطقه در جهات معنوی بشود.

 غزلهایی از مولانا همتی انگورانی:

 ای ساچون وصفی شب قدر و رخون بدر منیر          خلق ایچینده بی بدل سن، حسن ایچینده بی نظیر

 عشقیلن یولداش اولوب حسن اقلیمین گزدیم تامام          دهر آرا گلمز اله، سن تک نگار دلپذیر

عارضون فردوس، اوْنا خال و خطون حورو ملک       چشمه کوثر دهانون، لبلریندیر شهد و شیر

 پیچ طره ندن مگر بیر عقده آچمیش باد صبح               گرد عطریندن اوْنون دوتدو هوا بوی عبیر

 «همتی» شول زلفی چوگان دلربانین عشقینه              عاشیقه بو عرصه ده باش اوْیناماقدور ناگزیر          

                                **********************

ظاهر ائتدی عارضی دؤرونده تا اول ماه خط          قتلینه بو خیل عشاقین گتیردی آه خط

آه کیم اهل نظر آئینه سین دوتدو غبار                   چکدی اول مه صفحه ی رخسارینه ناگاه خط

آرتدی سودای جنونیم سبزه ی خطون گؤروب         ائیلدی من بیدل و دیوانه نی گمراه خط

 اهل عشقی هر بیری بیرطوریلن ائیلر هلاک         گاه چشم و گاه ابرو، گاه خال و گاه خط

 لوح محفوظ الهی دیر حبیبین صورتی                 «همتی» درک ائیله اول لوح اوزره بسم الله خط

 
  • حسن نادری

تکم چی اویونی

تکم گردانی یکی از نمایش‌های آیینی و سنتی ویژه نوروز می‌باشد . این نمایش آوازی و عروسکی در اصطلاح مردم آذربایجان به ( تکم اویونی و یا تکمچی اویونی) معروف است . این پیام آوران نوروز و نوبهار در گذشته‌های نه چندان دور ٥٠ یا ٢٠ یا ٥١ روز مانده به نوروز و روستاها و برخی شهرهای آذری زبان به اجرای برنامه و هنرنمایی پرداختند و فرا رسیدن نوروز و بهار طبیعت را به مردم چشم به راه نوید می‌دادند .

 

واژه تکم از دو بخش ( تکه ) و ( م) تشکیل شده است . ( تکه ) در زبان ترکی آذری بزنر قولی هیکل می‌باشد ( در مراسم نوبهار خوانی ( تکه ) سمبل بهار و نشانه‌ی طراوت و رشد وشکوفایی طبیعت است ) .

حرف ( م ) که به آخر تکه متصل است .ضمیر ملکی اول شخص مفرد می‌باشد.بنابراین تکه به معنی بزنر من می‌باشد و به کسی که تکم را می‌رقصاند ( تکم‌چی) اطلاق می‌شود . تکم بزی است که از چوب ساخته می‌شود و چوب باریکی که بصورت پایه به طول ٤٠ الی ٥٠ سانتی‌متر بود زیر شکم آن متصل می‌گردد . این پایه از داخل سوراخی که درمرکز صفحه دایره‌ای شکل و چوبی به قطر ٣٠ الی ٤٠ سانتیمتر قرار دارد عبور می‌کند و در دست راست یا چپ تکمچی قرار می‌گیرد . تکمچی نیز با حرکاتی بسیار هماهنگ و موزون تکم را به رقص در می‌آورد . تکم را با انواع پارچه های رنگی و مخمل قرمز رنگ پوشانده و روی پارچه‌ها را با پولک ، آیینه، زنگوله ، سکه و منجوق تزیین می‌نمودند .

تکم‌چی در وصف عید نوروز و بهار اشعار و ترانه‌های دلنشینی هماهنگ با حرکت تکم می‌خواند .  این اشعار و ترانه‌ها زاده خیال عامه مردم بوده و سینه به سینه و زبان به زبان حفظ شده و بدست ما رسیده است . بسیاری از تکمچی‌ها از شهری به شهری و از روستایی به روستایی دیگر می‌رفتند و تکم گردانی می‌نمودند و به همین دلیل کل اشعاری را که تکم چی می‌خواند در همه مناطق به یک صورت بود اینک با نمونه‌ای از اشعار تکم چی‌ها آشنا می‌شویم :

تکم، تکم ناز ایلر ( تکه من ناز می‌کند )

چوبانا آواز ائیلر ( یا نی کیمین آواز ائیلر ) ( برای چوپان آواز می‌خواند یا مانندی نی آواز می‌خواند )

یغار قویون قوزونو ( گوسفند و بره را جمع می‌کند )

بایراما پنشواز ائیلر ( به پیشواز نوروز می‌رود )

بیزیم یرده یومورتانی یووالار ( در محل ما تخم مرغ را می‌شویند)

اونی دونوب یددی رنگ بویارلار ( آن را به هفت رنگ می‌آرایند)

یددی سینده تحویل اوسته قویارلار ( و هر هفت تا را در سفره عید می‌گذارند)

سیزون بو تازه بایراموز مبارک ( این عید تازه‌ی شما مبارک باشد)

آیوز ، ایلوز ، هفتوز ، گونوز مبارک ( ماهتان ، سالتان، هفته‌ی تان، روزتان مبارک)

جشن هالّا در منطقه انگوران

 



این جشن کهن‌ترین سنت رایج در میان دهقانان و کشاورزان است که در منطقه انگوران زنجان به هنگام برداشت محصولات کشاورزی انجام می‌گیرد. به هنگام برداشت محصول که معمولا فصل پاییز است هرکشاورز از زمین محصول خود تقریبا ٢٠ متر مربع را به عنوان (هالا) باقی می‌گذارد که در روز مراسم از همسایگان و فامیل برای شرکت در جشن (هالا) دعوت می‌کند. مراسم در زمین زراعی با شکوه خاصی انجام می‌گیرد و میهمانان با صرف ناهار توام با مبارک باد و پر برکت باد همراه با خود میوه و نانی ضخیم به نام (نزیک) که از شیر خالص گوسفند تهیه شده آورده و به محل باقیمانده محصول (مثل گندم و جو) مراجعه می‌کنند در حالیکه در دست خود داس دارند. آنان دور محصول باقیمانده حلقه زده و یکی از بزرگان و ریش سفیدان قوم پس از ذکر نام خدا و درود بر پیامبر شروع به درو کردن گندم می‌کند بقیه هم به تبع در حالی که سرودهای محلی مخصوص این جشن را می‌خوانند شروع به درو کردن می‌کنند. بدین ترتیب هرکه هرچقدر درو کند به عنوان تبریک و برکت به همراه خود می‌برد. بعد میوه و نان (نزیک) را بین حاضرین تقسیم می‌کنند و آنها هم با گفتن دعای برکت به خرمن، آنجا را ترک می‌کنند.

نوروز(ایل بایرامی )

hhe114

نوروز(ایل بایرامی ) اولین روز بهار است. با آمدن نوروز جشن طبیعت آغاز می شود و طبیعت در جشن بهاری خویش آنقدر زیبا می شود که آدمی را مسحور خویش می کند، آن چنان که انسان از سخن گفتن باز می ماند و حرف هایش، ناگفته، در ژرفای جانش انباریده می شود. در این عید طبیعت جان دوباره می گیرد و سرسبزی دوباره زنده می شود و به همین خاطر در میان ایل ها رسم و رسوم مختلفی به وجود آمده است

طبیعت در حین جان گرفتن ظاهر خود را نیز تغییر داده و همراه با آن مردم نیز در این عید ظاهر خود را تغییر می دهند و کوچک و بزرگ لباس های تازه پوشیده و با طبیعت هماهنگ می شوند. مردم ماهنشان تنها لباس های خود را عوض نمی کنند بلکه تأثیر آن در معنویّات آنها نیز معلوم می شود و گفتنی است که مردم هم از لحاظ جسم و هم از لحاظ معنوی لباس های خود را تعویض می کنند و تأثیر آن در این عید در تمام دوران ها به وضوح دیده می شود.

در عید افرادی که با هم قهر هستند دوست می شوند، دور افتاده ها به یاد می افتند و کینه و کدورت ها از میان می رود و تعویض لباس ظاهر سازی است. در عید دیدار بزرگترها واجب شمرده می شود وصله رحم که سفارش خداوندمتعال و انبیا واولیااوست انجام می  شودچرا که خداوند حکمت و رمز و راز صله رحم را در ایجاد تعاطف و مهرورزیدن خویشان به همدیگر، تبیین و تشریح فرموده است; آنجا که مى فرماید: «… فانّى انا الله الرحمن الرحیم و الرحم انا خلقتها فضلاً من رحمتى لتعاطف بها العباد و لها عندى سلطانٌ فى معاد الاخره….»۱۸; من خداى بخشنده و مهربانم و رحم را، که یک فضل و فضیلتى است، من خودم به اقتضاى رحمت خویش آفریدم تا انسان ها بدین وسیله به یکدیگر مهر و عطوفت ورزند و در قیامت نیز در نزد من حجت قاطعى داشته باشند.بله با رسیدن نوروز، بهار روح حیات را بر پیکره طبیعت می دمد و جریان خون در شاهرگ هستی جاری می شودعید نوروز، آیین ها و رسم های بسیار نیکو و ارزشمندی دارد که یادآوری آنها خالی از لطف نیست، بنابراین در این بخش خبرنگاراوج بیداری به برخی از این آداب و رسوم ماهنشان وروستاها در ایام عید نوروزکه رایج است، اشاره می کند.

درشهرستان ماهنشان مردم آن نیز مطابق دیگر مردم ایران زمین یکسری آداب ورسوم خاص از جمله ،خانه تکانی (هیس آلماق)،بردن عیدی به اقوام نزدیک وتازه عروس ها که خوداز یک رسم ورسوم خاصی برخورداراست (بایراملیق)، خریدن لباس های تازه ،تهیه سفره هفت سین وسبزکردن سبزه (گورتمه)،مراسم چهارشنبه آخرسال (چرشنبه ،ایلین آخرچرشنبه سی،چرشنبه سوری) ، رفتن به مزارشهدا وقبرستان درآخرین پنج شنبه سال (آدینا آخشامی ،قره بایرام )،اجتماع ریش سفیدان وقاریان درمسجد وخواندن نمازعید وچهل سوره یس ودمیدن آن به آب زعفران که معروف به چله سوی است،خواندن دعاوقرآن درلحظه تحویل سال نوودادن عیدی ودیدوبازدید،رفتن به منزل کسانی که داغ عزیزی را درآن سال دیدند،رفتن به منزل بزرگترین و.سیزده بدر.می باشد.

*مراسم چهارشنبه سوری نیز از مراسم کهن که آخرین چهارشنبه اسفند می باشد به صورت خاص برگزارمی شود.

آخرین غروب روز چهار شنبه سال که در ایران اسلامی به چهارشنبه سوری معروف است و جدای از اتفاقات بدی که در شهرها می اُفتد و بعضی از خانواده های شهری را ناراحت می کند ، درشهرستان ماهنشان و روستا ها از این اتفاقات هیچ خبری نیست و خوشبختانه در این شهرستان وروستا ها از این اتفاقات ناگواررخ نمی دهد و مردم همان آداب و رسوم گذشته خود را ادامه می دهند و جوانان ونوجوانان از قبل هیزم ولاستیک خراب خودروهارا جمع کرده ودرشب چهارشنبه سوری در سقف بام ها وبالای کوه های اطراف شهرستان شعله های از آتش رابرپا می کنندوبه شادی وسرور می گذارانند.

شایان ذکر است : وقتی که آتش را روشن کردند همه به نوعی سرسلامتی از روی آتش می پرند ودعا یا آرزویی می کنند درقدیم دختران دم بخت نیز از روی آتش می پریدندویک شعری به زبان خود برای بازشدن بختشان می سرودند.

مردم روستای قره داش وسایرروستاهانیز مثل سال های قبل مراسم و آداب چهارشنبه سوری را به شکل ساده ای انجام می دهند و مردم همان آداب و رسوم گذشته خود را ادامه می دهند ، در غروب چهار شنبه سال ،کوچک و بزرگ خوشحال و شاد هستند و از پشت  بام روشنایی آتش های که پشت بام ها  و یا در کوچه ها روشن کرده اند دیده می شود و صدای هیاهوی  بچه ها شنیده می شود و همه مردم که در پشت بام ها هستند، از همان جا به همدیگر تبریک گفته و با زبان محلی می گویند : چرچمبه آغشامیز موبارک اولسون ، ایلیز اینشا آللا ه خوش گلسین ( غروب چهارشنبه مبارک باد ،سال پربرکت و خوب و خوشی برایتان روی بیاورد انشاه الله)

در کوچه ها دختران آتش کوچکی روشن می کنند  و دست در دست همدیگر می دهند و از روی آتش می پرند و ترانه ها را درآن شلوغی  و هیاهوی چهارشنبه سوری می خوانند : (آتیل ماتیل چرچمبه ، آچیل آینا تکین بختیم چرچمبه) ( آگاه باش مَلَک چهارشنبه ، بخت و اقبال من که مثل آینه است باز شو)

یکی دیگر از این آداب دراین شب جمع شدن در جلوی منزل خانواده های معزا و  روشن کردن آتش جلوی منزل آنها می باشد ، مردم برای اینکه خانواده های که در همان سال ، نزدیکانشان فوت شده است خوشحال و چهارشنبه آخر سال و آمدن عید و سال نو را تبریک بگویند و به آنها احترام بگذارند و سال نو را همه اهالی محله شهرستان و روستا به خوبی و خوشی آغاز کنند  با جمع شدن جلوی منزل آنها به نوعی به آنها احترام قائل شده و فاتحه ای برای شادی ارواح تازه فوت شده قرائت می کنندوسال خوبی رابرای همدیگر آرزومی کنند.درگذشته درهمان روز وشب نوجوانان با رنگ کردن تخم مرغ ها (یومورتابویاما) ویک نوع بازی درکوچه پس کوچه ها که به یومرتا چاقیشما معروف بود مشغول می شدند که امروزه دربین نوجوانان کمرنگ شده وجای خودرا به انداختن ترقه وفشفشه داده است.مادران وکدبانوهای ماهنشانی دراین شب با پختن غذای مخصوص ازجمله شیربرنج وپلورشته وگذاشتن آن دریک بشقاب همراه با نان وتنقلات آن را برای دخترویا تازه عروس ویا کسی از نزدیکان که حرمت خاصی برایش داشتند می بردندوآن طرف مقابل هم جای آن را برداشته ووازجوراب وشکلات وشیرینی وتخم مرغ رنگ شده می گذاشت.

 آخرین شب چهار شنبه سال برای مردم ومخصوصا بچه ها ونوجوانان  شب پرخاطره ای می شود در این شب آداب بسیار خوبی است که همه جوانان از این شب بعد ها در هرجا که باشند برای یکدیگر تعریف می کنند و آن آداب شال انداختن است که امروزه تقریبا درروستاها اجرامی شودو این شب جوانان بزرگ روستا که در روز رویشان نمی شود به در خانه ها بروند و از آنها هدیه بگیرند تاریکی شب را برای اینکارانتخاب می کنند و به پشت بام خانه ها می روند ، در گذشته اکثر خانه‌ها در سقف دریچه‌ای برای تهویه داشتند و معمولا شال از آن قسمت آویزان می‌شد، تا صاحبخانه هدیه‌ای را در آن بپیچد در روستا ها خانه ها طوری ساخته شده است که به راحتی می توان از کنار دیوار به پشت بام رفت و اگر راهی به بالای پشت بام  نبود از نردبام که همیشه در بیرون خانه می گذارند به پشت بام می روند و جوانان شال های بلند خود را باز می کنند و از دریچه بزرگ گردی که در زبان محلی پاجا نام دارد و درپشت بام خانه های قدیمی وجود دارد به داخل خانه آویزان می کنند و محکم یک سر شال را می گیرند(قورشاخ سالاما) . خانه ای که پاجا ندارد ، جوانان شال های خود را از روبروی در ورودی خانه ها آویزان می کنند وسرو صدا نمی کنند و هر وقت که خانواده ای متوجه شد  به خانه آنها شال انداخته اند به انتهای شال که از بالا بام آویزان کرده اند مقداری کشمش و یک جفت جوراب یا دست گش پشمی ویا گردووتخم مرغ رنگ شده ویا هرچیزی که ازمحصولات خود داشته باشند می بندند و در این موقع به طرف بالا پشت بام می گویند؛چک آللاه مطلیبین ویرسینشال را بگشید خدا آنچه که دوست داری برایت عطا بکند و شال انداز وقتی این حرف را شنید فوراً شال را می کشد و در بالای پشت بام با شوق و ذوق وصف نشدنی ای گره شال را باز می کند تا ببیند که به شال آن ها چه چیزی بسته اند.

گفتنی است : اگر پسری نامزد داشته باشد ودرهمان شب به پشت بام خانه عروس خود رفته وشال بیاندازد وسایلی که به شال او می بندندمخصوص بوده مثل پارچه ی پیراهنی ویا خودپیراهن ،عطر وصابون وآیینه وشانه  جیبی  می باشد.

*جمع شدن تمام افراد خانواده بر سر سفره عید در لحظه تحویل سال نو

به هنگام تحویل سال، همه اعضای خانواده لباس های تازه خود را پوشیده و دور سفره هفت‌سین جمع می شوند. پدربزرگ و مادربزرگ در بالای سفره و پس از آن‌ها پدر و مادر و فرزندان در کنار سفره می‌نشینند. به هنگام تحویل سال بزرگ‌ترین فرد خانواده ویا کسی که سواد خواندن قرآن راداشته باشد قرآن را برداشته شروع به خواندن می کند. قبل از تحویل سال، همه اعضای خانواده دعای تحویل سال را بارها زیر لب زمزمه می‌کنند
یا مقلب القلوب والابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال

مادربزرگ ها ویا مادرانی که دعای مخصوص سال تحویل را اگر بلدنبودند به زبان ساده وشیرین ترکی دعا های را برای خوشبختی فرندان وسلامتی ورزق وروزی حلال  وظهور امام زمان (عج)درزیرزبان ها زمزمه می کنند
در گذشته هنگام تحویل سال توپی شلیک می‌شدویا ازبلندگوهای مسجدصدای خواندن سوره چهل یس به گوش می رسید وبا شنیدن صدای آن همه متوجه سال نو می‌شدند و آن‌گاه همگی فرارسیدن سال جدید را به یک‌ دیگر تبریک می‌گفتند و پس از آن‌ بزرگ‌ترها عیدی‌های کوچک‌ترها را که معمولاٌ سکه و یا اسکناس بوده‌است از لای قرآن کریم درآورده و به آن‌ها می‌دادند. سپس بسته به زمان تحویل سال که اگر روز باشد، سنت حسنه صله ارحام را به جا می آوردند و فوراٌ افراد کوچک‌تر فامیل به دیدن بزرگ‌ترها رهسپار می‌شوند و معمولاٌ ناهار یا شام روز اول عید را در منازل بزرگان خویش صرف می‌کردند.
در گذشته غذای روز اول عید رشته‌پلو بوده است تا به این وسیله در سال جدید سر رشته کارها دستشان آمده و تا پایان سال از دستشان خارج نشود.
* دید و بازدید
هم‌چنین از آیین‌های ویژه‌ی نوروز، دیدار با اقوام و آشنایان است. این دید و بازدید رفتن‌ها تا پایان روز دوازده فروردین ادامه داشت. درماهنشان روزهای نخست سال جدید را به دیدار اقوام درجه‌ی اول می‌روند.  روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرامی‌رسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر می‌زنند و دیدارها را تازه می‌کنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورت‌هایی که پیش آمده از احوال پرسی یک دیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می‌شمارند و راه آشتی و دوستی در پیش می‌گیرند.گفتنی است : درشهرستان ماهنشان درسال های گذشته تقریبا همه مردم شهر به دیدوبازدیدبه منزل یکدیگر می رفتند وروز اول سال جدیدرا مردها به صورت گروه گروه وروزدوم را زن ها به دیدوبازدیداختصاص می داند بعد دوروز دیگرفرقی نمی کرد گاهی زنها ومردها ویابه صورت خانواده گی به دیدوبازدید می رفتند.

آداب و رسوم مراسم سیزده به در *

مراسم سیزده به در نیز از دیگر آدابی است که در روز سیزدهم نوروز برگزار می شود، مردم ماهنشان در این روز از خانه بیرون می‌زنند چون معتقدند سیزده نحس است و برای فرار از نحسی سیزده باید از خانه خارج شد و به دامان طبیعت رفت.سبزه های نوروزی را در روز سیزده به در مردم با خود می برند، جوانان دم بخت به امید باز شدن بخت خود در سال نو سبزه گره می زنند و سپس سبزه ها را در آب روان می اندازند تا بلا و ناپاکی را با خود ببرد.

درشهرستان ماهنشان باوجود رودخانه قزل اوزن مردم درروز سیزده به در به اطراف رودخانه رفته ویا به باغاتی که دراطراف این رود بود می رفتندوتقریباهمه خانواده ها از عمه ودایی وخاله وعمو دورهم جمع می شدند ووسایل لازم وخوراکی وآجیل هایی که از عید مانده بودرا با خود برده ودراین روز تناول می کردند.دراین روز بزرگترهانیز قاطی بچه ها از درختان بزرگی که درباغات وجود داشت طناب می انداختند ومشغول تاب بازی می شدندویابابازی های دیگرازجمله فوتبال وکشتی ودیگربازی ها به شادی وسرور مشغول می شوندوکدبانوها با کمک همدیگر آش وچلوگوشت وکباب رابرای صرف نهارآماده می کردند دراین میان هیزم هارابرای درست کردن آتش جمع می کردندوبرای جوش آمدن آب چای وپختن غذا یک اجاق بزرگی از سنگ درست میکردند.

درساعات آخر روز سیزده به درکناررود قزل اوزن جمع شده وهرکسی سنگی را پرتاب می کردو جوانان همت وزور واستعدادخودرا برای رقصاند سنگ ها  درروی آب به صورت حرفه ای نشان می دادند وبا پرتاب هرسنگی درآب آرزو می کردند بلاها ومریضی ها با آن سنگ برود وبا امدن آبی روشنی وصفا وصمیت به میان آنها آورد.

رسم و رسوم عروسی کردن در آذربایجان علی الخصوص انگوران

عروسی آذری

خواستگاری (ائلچی گدمه )

در زمانهای‌ قدیم‌ مادر و یا عمه‌ یا یکی‌ از نزدیکان‌ آقا پسردر جاهای‌ عمومی‌ ـ مسجد ـ عروسی‌ ـدختری‌ را می‌پسندیدند و بعد از آنکه‌ پسر را در جریان‌ امر قرار دادند روزی‌ را تعیین‌ می‌کردند به‌خواستگاری‌ دختر بروند. خواستگاری‌ هم‌ عموما در مواقع‌ عصر انجام‌ می‌گرفت‌. شخصی‌ را بنام‌ ایلچی‌به‌ خانه‌ عروس‌ می‌فرستند بعد از چندی‌ که‌ در خانه‌ نشستند یکی‌ از افراد که‌ از دیگران‌ زرنگ‌تر و پرروتربود سر سخن‌ را باز می‌کند و هدف‌ را بیان‌ می‌کند بعد از چند مدتی‌ او را به‌ اتاق‌ دعوت‌ می‌کردند(عروس‌) در حالیکه‌ نگران‌ و ترس‌ او را فراگرفته‌ وارد اتاق‌ می‌شد دربعضی‌ موارد اتفاق‌ می‌افتد که‌شربت‌ و چای‌ را به‌ زمین‌ و یا لباس‌ مهمانان می‌ریخت‌ و بعد ازچند روزی‌ یک‌ نفر دوباره‌ بخانه‌ دختر مراجعه‌ می‌نماید و اگر مورد موافقت‌ قرار گرفت‌ خانواده‌ پسر رادر جریان‌ امر قرار می‌دهد.

وقتی‌ خانواده‌ دختر با ازدواج‌ دخترشان‌ موافقت‌ کردند شخصی‌ را تعیین‌ می‌کردند برای‌ تعیین‌ مهریه‌در خانه‌ دختر جمع‌ می‌شوند چند نفر از خانواده‌ دختر و چند نفر از خانواده‌ پسربه‌ خانه‌ دختر می‌روندو پس‌ از صرف‌ شام‌ تعیین‌ مهریه‌ مسایلی‌ را مطرح‌ می‌کنند وقتی‌ مورد موافقت‌ قرار گرفت‌ کله‌ قندی‌ را ازطرف‌ خانواده‌ داماد به‌ همراه‌ خود می‌آورند آن‌ را خرد می‌کنند

عقد کنان (کبین کسمه )

روزی‌ که‌ تعیین‌ کرده‌ بودند عده‌ای‌ از خانواده‌ دختر و عده‌ای‌ هم‌ ازخانواده‌ پسر در خانه‌ دختر جمع‌ می‌شوند قبلا که‌ مهریه‌ را تعیین‌ کرده‌ بودند در آن‌ مجلس‌ می‌نشستندبعد از آنکه‌ مقداری‌ صحبت‌ می‌شود ملای‌ محضر وارد مجلس‌ می‌شود و پس‌ از نوشتن‌ دفتر و امضا دفترتوسط شهود و خود آقا داماد که‌ در اتاقی‌ دیگر حضور دارد دفتر را امضا می‌کند بعد ملا دفتر را برمی‌داردو وارد اتاق‌ خانمها می‌شود. بعد از آنکه‌ عروس‌ و جواب‌ بلی‌ از او شنید از او هم‌ امضا می‌گرفت‌ بعد ازمدتی‌ دفتر را برمی‌داشت‌ وارد مجلس‌ می‌شد و سکوت‌ مجلس‌ را می‌شکست‌ و شیرینی‌ را که‌ به‌ همراه‌خود بردند آن‌ را می‌خورند و ملا هم‌ صیغه‌ عقد را خوانده‌ و بدین‌ ترتیب‌ دختر خانم‌ زن‌ دائمی‌ آقا پسرمی‌شود و مهمانان‌ با گفتن‌ مبارک‌ باد خداحافظی‌ می‌کردند و می‌رفتند

پارچه بران ( پالتار کسمه )

پس‌ از چندی‌ روزی‌ را تعیین‌ می‌کردند و در آن‌ روز عده‌ای‌ از خانواده‌ آقا داماد و عده‌ای‌ هم‌ ازخانواده‌ عروس‌ خانم‌ به‌ بازار می‌رفتند برای‌ عروس‌ خانم‌ و سایر افراد خانواده‌ خرید می‌کنند. خانواده‌عروس‌ نیز برای‌ آقا داماد پارچه‌ ـ کت‌ و شلوار می‌خریدند این‌ پارچه‌ها را طی‌ تشریفاتی‌ درون‌ خونچه‌هاگذاشته‌ به‌ خانه‌ عروس‌ خانم‌ می‌فرستادند

حنابندان (حنا آغشامی)

همچنین‌ روزی‌ را تعیین‌ می‌کردند و شب‌ آن‌ روز خانمها در خانه‌ عروس‌ خانم‌ و آقایان‌ هم‌ در خانه‌آقا داماد دور هم‌ جمع‌ می‌شوند و تا صبح‌ بیدار می‌ماندند و به‌ رقص‌ و پایکوبی‌ می‌پردازند و خانمها هم‌در خانه‌ دختر جشن‌ می‌گیرند. در نیمه‌های‌ شب‌ از نزدیکان‌ عروس‌ خانم‌ دست‌ و پای‌ او را با حنا زینت‌می‌دادند و آقایان‌ هم‌ در خانه‌ داماد به‌ چنین‌ کاری‌ دست‌ می‌زدند. بزرگترها در ساعات‌ اولیه‌ شب‌ پس‌ ازخوردن‌ شیرینی‌ و چای‌ خداحافظی‌ کرده‌ و خانه‌ را به‌ جوانان‌ می‌سپردند تا آنها بدون‌ خجالت‌ و با خیال‌آسوده‌ حاضر به‌ جشن‌ و پاکوبی‌ بپردازند. افراد شوخ‌ طبع‌ با حرکات‌ و گفته‌های‌ خود مردم‌ رامی‌خنداندند . و حضور عاشقها در مجلس‌ باعث‌ می‌شد تا زینت‌ خاصی‌ به‌ آن‌ بدهد و این‌ هم‌ بستگی‌ به‌اقتصاد خانواده‌ داشت

بردن عروس خانوم ( گلین گلمه )

عروس‌ خانم‌ از پدر ومادر و سایر اعضای‌ خانواده‌ خود خداحافظی‌ کرده‌ و راهی‌ خانه‌ شوهرمی‌شود. در زمانهای‌ قدیم‌ ماشین‌ وجود نداشت‌ و عروس‌ خانم‌ را با پای‌ پیاده‌ به‌ خانه‌ شوهر می‌بردند وتعدادی‌ از همراهان‌ عروس‌ خانم‌ او را تا خانه‌ شوهر همراهی‌ می‌کنند و آتشی‌ که‌ در پشت‌ بام‌ روشن‌می‌کنند آقا داماد به‌ پشت‌ بام‌ می‌رود و سیبهایی‌ را که‌ در دست‌ دارد آنها را بطرف‌ عروس‌ خانم‌ پرتاب‌می‌کنند و جوانان‌ سعی‌ می‌کنند که‌ یکی‌ از این‌ سیبها را بعنوان‌ تبریک‌ و شادی‌ بدست‌ آورند. همچنین‌مقداری‌ پول‌ خرد و شیرینی‌ که‌ جمع‌ کرده‌ بودند آنها را هم‌ به‌ سر عروس‌ خانم‌ می‌ریزند و هر کدام‌ ازجوانان‌ سعی‌ می‌کنند آنها را بگیرند چون‌ تبرک‌ دارد. بعد به‌رقص‌ و پاکوبی‌ مشغول‌ می‌شدند. برادر کوچک‌ آقا داماد با یکی‌ از افراد فامیل‌ شالی‌ را که‌ قبلا آماده‌ کرده‌بود به‌ پیش‌ عروس‌ خانم‌ رفته‌ و آن‌ را به‌ دور کمر عروس‌ خانم‌ می‌بندد هنگامیکه‌ کمر عروس‌ را پدرشوهر یا برادر کوچک‌ شوهر می‌بندد عروس‌ را می‌خواهند به‌ خانه‌ داماد ببرند

  • حسن نادری

شهر دندی: 

شهر دندی مرکز بخش انگوران و از توابع شهرستان ماهنشان با جمعیت حدود ٤٠٠٠ نفر در موقعیت جغرافیایی ٤٧،٣٧ شرقی نسبت به خط استوا و در محل تلافی سه استان زنجان ، آذربایجان غربی کردستان و محل تلاقی رشته کوههای زاگرس و البرز واقع شده است و ارتفاع آن از سطح آبهای آزاد ١٥٠٠ متر و عمده دامنه تغییرات آب و هوایی در فصول تابستان و زمستان بوده و متوسط بارندگی سالانه٤/٣١٦ میلی متر می باشد.

تاریخ تاسیس شهرداری ١٣٧٦/٣/١١ می باشد

  • حسن نادری

معدن انگوران

معدن انگوران زنجان-بزرگترین معدن روی خاور میانه



١- موقعیت جغرافیایی:

معدن سرب و روی انگوران در محدوده استان زنجان و در ١٣٥ کیلومتری جنوب غربی شهر زنجان واقع شده است.
این معـدن در موقعیت ٣٦درجه و ٣٧ دقیقه شمالی و ٤٧ درجه و ٢٤ دقیقه شرقی واقع است. 
نزدیکترین روستا به معدن روستای قلعه جوق با جمعیت ٢٠٠ نفر و نزدیکترین شهر به آن دندی با جمعیت دو هزار نفر می باشد.

راه اصلی دسترسی ( زنجان، دندی، معدن ) دارای مسافتی در حدود ١٢٠ کیلومتر است.

اختلاف درجه حرارت در شبانه روز و همچنین بین فصول سرد و گرم در محل معدن زیاد است. 

حداقل درجه حرارت ثبت شده در معدن انگوران ٢٢- درجه وحـداکثر آن٤٠+ درجه سانتیگراد بوده است.

میزان بارش سالیانه معدن بطور متوسط ٣٤٠ میلیمتر گزارش شده است . میانگین رطوبت در فصل سرد ٦٠ درصد و در فصل گرم ٤٠ درصد اسـت.

بطـور کلی فصل های بهار و پائیـز در منطقه نسبتاً کـوتاه بوده و گذر فصلهای زمستان به تابستان و بالعکس نسبتا سریع می باشد .

معدن انگوران در ناحیه ای کوهستانی و در ارتفاع متوسط محلی٢٩٥٠ متری قرار گرفته است. 

٢ – تاریخچه معدن انگوران

معدنکاری در معدن انگوران به صدها سال پیش باز می گردد .

زمانی که گالن را استخراج کرده و برای تهیه لوازم آرایش با روشهای سنتی فرآوریمیکردند.

اما از فعالیتهای استخراجی این معدن در گذشته دور نظیر سایر معادن ایران اطلاعات چندانی در دست نیست .

اولین پروانه بهره برداری معدن انگوران در سال ١٣٠١ صادر گردید ، اما بنا به مقتضیات زمان در همان سال پروانه بهره برداری معدن موقتاً لغو شدو بدین ترتیب فعالیت معدن تا سال ١٣٢٤ متوقف گردید.

در این سال ١٣٢٤ این معـدن از طریق مزایده برای مدت ١٠ سال به آقای صفاری واگذار شد ودر ادامه معدن به شرکت اتحاد سرب و روی انگوران واگذار شد. 

با واگذاری معدن به شرکت اتحاد سرب و روی انگوران، فعالیتهای معدنکاری بصورت ابتدائی و غیر مکانیزه آغاز گردید.

در تاریخ ٢٨/١٠/١٣٣٢ شــرکت مزبـور باستنـاد مـاده ٣٥ آئین نـامه معـادن موفـق به اخـذ پروانـه بهره برداری به مدت ١٥ سال شد . 

در تاریخ ٢٣/٨/١٣٤٥ شرکت اتحاد سرب و روی انگوران، معدن را به شرکت سهامی انگوران واگذار کرد. 

در سال ١٣٤٨ معدن انگوران در اختیار شرکت کالسیمین قرار گرفت. 

این شرکت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در سال ١٣٥٩، مصادره و ملی اعلام شد.

بهرحال شرکت کالسیمین تا اوایل سال ١٣٧٧ از معدن بهره برداری می کرد.

در ابتدای سال ١٣٧٧ بهره برداری از معدن انگوران به شرکت سهامی کل معادن ایران واگذار شد.

در اواسط همین سال شرکت سهامی کل معادن ایران بهره برداری از معدن را به شرکت توسعه معادن روی ایران (سهامی عام) واگذار نمود .


در سال ١٣٨١ شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران ، که جایگزین شرکت کل معادن ایران شده و دارنده پروانه بهره برداری از معدن است ، با برگزاری مزایده ، پیمان استخراج از معدن روباز را به شرکت توسعه معادن روی ایران واگذار کرد . 


بر اساس اطلاعات قابل استناد، اولین فعالیت های استخراجی بر روی کانسار انگوران به سالهای ١٣٠١ و ١٣٠٢ بر می گردد. 

گویا در این سالها گالن را با روشهای قدیمی استخراج و برای مصارف عمومی ذوب می کرده اند. بعد از این زمان تا قبل از جنگ جهانی دوم تنها یک دوره معدنکاری کوچک مقیاس توسط شرکت کامینکو در منطقه انجام شده است .


استخراج معدن به صورت قابل توجه، عملاٌ پس از سال ١٣٢٤ با واگذاری آن به بخش خصوصی آغاز شده است.

در طی این سالها ماده معدنی به روش زیرزمینی استخراج می شد . قسمت پر عیار آن برای تبدیل به شمش مستقیماً به کوره های تکلیس حمل و قسمت کم عیار ماده معدنی در نزدیکی دهانه تونلهای استخراجی درون دره ای دپو می گردید.

این مواد تا مدتها در معدن وجود داشت ولی بعدا مورد استفاده قرار گرفت.


تا قبل از اجرای طرح معدنکاری روباز، استخراج از معدن به صورت زیرزمینی و به روش کارگاه و پایه نامنظم انجام می شد. 

با پیشرفت نسبی عملیات اکتشافی و تعیین ذخیره معدن مقدمات طراحی معدن روباز فراهم آمد و بدین ترتیب اولین طرح روباز معدن که تا مدتها نیز به عنوان طرح نهایی معدن شناخته میشد، در سال ١٣٤٧ توسط آقای کندی از شرکت گلدن اسوشیت Golden Associate تهیه شد.

این طرح برمبنای اطلاعات حاصل از ٥٢ گمانه اکتشافی و رسم مقاطع قائم توسط این اطلاعات تهیه شده است. 

پس از شروع استخراج معدن به روش روباز، به طور معمول هرسال یا هرچندسال یک طرح استخراج و باطله برداری ارائه شده است. 

شکل قرارگیری تیپ های مختلف به ترتیبی است که کانسنگ های اکسیدی نزدیک به سطح زمین و کانسنگ سولفوری در عمیق ترین بخش آن واقع شده است . 

در بینابین آندو نیز مخلوط هایی از اکسید و سولفور وجود دارد .


چون استخراج تا کنون به روش روباز بوده ، بالطبع از بالاترین قسمت کانسار آغاز شده و فقط بخش های اکسیده کانسار و جزء کوچکی از کانسنگ های اکسیده را مورد استخراج قرار داده است .

با توجه به بازار خوب سولفیدهای روی و سرب ، همواره چگونگی دستیابی و استحصال کانسنگ سولفوری ، مورد نظر بوده و در چندین مرحله مطالعاتی در این زمینه انجام شده است و در نهایت شرکت تهیه وتولید مواد معدنی ایران جهت استخراج زون سولفوره اقدام به حفر تونل های اصلی نموده است.

معدن انگوران جز عجیب‌ترین معادن روباز جهان

معادن روباز (Open-pit mines) تکنیکی در زمینه استخراج سنگ یا فلزات و مواد معدنی دیگر از دل زمین به حساب می‌آید. مخصوصا زمانی که کانی‌ها در نزدیکی سطح زمین قرار گرفته و گسترش زیادی دارند این شیوه بسیار کارآمد است. در ادامه این مطلب ما را همراهی کنید تا شما را با عجیب‌ترین معادن روباز دنیا آشنا کنیم.


پیامد استفاده از این روش زخم‌هایی است که بر چهره زمین نشانده می‌شود. زخم‌هایی که متأسفانه راهی برای درمان آن‌ها وجود ندارد. اما در عین حال همین آثار نیز شگفتی خود را دارند و باعث بهت و حیرت بسیاری می‌شوند.

معدن انگوران

 

 
معدن سرب و روی انگوران در استان زنجان بزرگ‌ترین تولید کننده سرب و روی ایران و نیز بزرگ‌ترین معدن سرب و روی خاورمیانه است. این معدن دارای بخش روباز و بخش زیرزمینی است که ذخیره بخش روباز این معدن ۸ میلیون تن برآورد شده است.

  • حسن نادری

انگوران، قطب صنوبرکاری زنجان

مسئول روابط عمومی منابع طبیعی ماهنشان از کشت موفق و درآمدزایی صنوبرکاران بخش
انگوران با حمایت این اداره خبر داد.
 
ابراهیم ملکی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)­ منطقه زنجان، با
بیان این مطلب، گفت: صنوبر درخت سریع الرشدی است که با کشت هر یک نهال در هر
مترمربع، پس از 7 سال قابل بهرهبرداری بوده و علاوه بر ایجاد اشتغال، ارزآوری و رونق
صنایع کشور به عنوان منبع تامین سوخت در خارج از جنگل مورد توجه قرار میگیرد.
مسئول روابطعمومی منابعطبیعی شهرستان ماهنشان با تاکید بر اینکه منابعطبیعی موظف
است نهالهای مورد تقاضا و راهنمایی جهت نحوه کشت را رایگان در اختیار صنوبرکاران قرار
دهد، تصریح کرد: صنوبر موجب تصفیه هوا، جذب باران، جلوگیری از وقوع سیل، حفظ دوام
خاک و بهرههای اقتصادی زیادی میشود که استفاده از چوب آن در صنایع مختلف از جمله
این موارد است.
ملکی افزود: صنوبر آب دوست است، اما در مقابل گرما و سرمای زیاد مقاوم و بسیار
سازش پذیر است و با این که در هر خاکی رشد می کند، ولی خاک تقریباً عمیق را بیشتر
میپسندد و این درحالی است که بیشتر صنوبرکاران ترجیح میدهند نهالهای خود را مجاور
رودخانهها کشت کنند.
مسئول روابط عمومی منابع طبیعی شهرستان ماهنشان با بیان اینکه صنوبر در نور مستقیم
خورشید و باد متوسط بهتر رشد میکند، خاطرنشان کرد: چوب صنوبر در صنایع کبریت سازی،
نئوپان، فیبر، جعبه سازی و مورد بهرهبراری قرار گرفته و خوشبختانه بخش انگوران ماهنشان
با فروش چوب این درخت در سالهای اخیر به سایر نقاط استان و شهرهای شمالی کشور،
به عنوان قطب صنوبرکاری شناخته شده و در زمینه ایجاد اشتغال گام های اساسی برداشته
است.
  • حسن نادری

شهدای انگوران

برای مشاهده این بخش اینجا کلیک کنید.

برای تکمیل شدن این بخش با ما همکاری کنید.

ارتباط با ما :

   09210929314

 anguran.info@gmail.com

و نیز بخش نظرات

  • حسن نادری

تاریخ انگوران

نیم نگاهی بر تاریخچه ی انگوران

//bayanbox.ir/view/8800117108799842379/anguran-bakhs.png

آیا تا به حال به این موضوع اندیشیده اید که نام  « انگوران» از کجا گرفته شده است؟

ترکیب «انگوران»از ترکیب کلمه ی«ائنگور-Enqure» و پسوند «ان» ساخته شده است. همان طور که می دانید «ان» پسوند مکان است ، چنانکه به محلی که مردم گیل یا گیلک در آن زندگی می کنند «گیلان» گفته می شود.

در حدود سه هزار سال پیش مردمانی در این منطقه زندگی می کردند که قوت زندگیشان از این زمین های حاصلخیز و دشت های مهربان و زیبا  تأمین می گشت و مردانگی و فتوّت آنها در میان تمامی مردمان زبانزد بود و مردانی بر آنها حکومت می کردند که زور بازوانشان را برای خدمت به مردم و دفاع از آنها به کار می گرفتند تا باج گیری و ظلم و ستم برآنان.و اینان پهلوانانی بودند که سیرت نیکوی آنان عطای بزرگی چون شهادت را نسیبشان کرد. 

انگوران آن روز بسیار وسیع تر از امروز بود تا حدی که حتی قسمت هایی از ماهنشان و یا حتی تمام آن را در بر می گرفت و کوه های بسیار زیبا و سربلند افشار نیز  یکی از قسمت های مهم و در واقع مرکز آن بود و تحت حکومت ماد مرکزی اداره می شدو اهمیت مذهبی و آئینی آن از جنبه ی سیاسی  بیشتر بود و این اهمیت در میان حکومت های بعدی نیز حفظ گردید تاجایی که در زمان حکومت ساسانیان آتشکده ی بزرگ و مهمی به نام «آذرگشنسب» در این ناحیه و بر روی کوه های سربلند افشار احداث گردید که هنوز هم پابرجاست  و به نام «تخت سلیمان» شناخته می شود 

و نشان از قدرت و توان و هوش و ذکاوت ایرانی است و بیانگر این نکته است که آذربایجان عزیز از همان ابتدا یکی از قسمت های مهم و لاینفک ایران بزرگ و باشکوه بوده و تا ایران هست آذربایجانی ها نیز ایرانی هستند.

حاکمان انگوران آن زمان (که البته آن زمان هنوز این نام وجود نداشت و بعدها در پی اتفاقاتی که روی داد این نام با ترکیبی که بیان کردیم متداول گشت) از میان روحانیون مذهبی انتخاب می شدند و یکی از این روحانیو ن بزرگ و بنام شخصی بود به نام «پیریشاتی» که از افراد قابل نفوذ دولت ماد مرکز ی به شمار می رفت.وجود پهلوانان و دلاوران بومی نیز هر چه بیشتر بر قدرت این فرد می افزود.

در مجاورت این منطقه، مردمان جنگجو و آشوبگر آشوری قرار داشتند که پس از جنگ ها و فتوحات ناعادلانه ی گوناگون متوجه این دیار باشکوه و ثروتمند شدند و تصمیم گرفتند که بر مردمان غیور و شجاع این سرزمین یورش آورند

. پیریشاتی به همراه سه تن از عالی منصبان حکومتی به شور نشستند تا شاید راهی برای مقابله با آنان بیابند و در نهایت تصمیم گرفته شد که تعدادی اسب و کره اسب و قاطر به آنها پیشکش کنند تا شاید از این طریق جلوی جنگ و خونریزی گرفته شود. وقتی این موضوع با مردان حکومتی دیگر در میان گذاشته شد آنها با تقدیم هدایا و یا خراج مخالفت کردند و گفتند که قصد دارند تا پای جان در مقابل دشمن مهاجم ایستادی کنند وسرزمینشان را به آنها ندهند.

جنگی بزرگ و وحشتناک روی داد که در آن شش هزار سرباز آشوری بر این سرزمین زیبا هجوم آوردند.پهلوانان و جنگاوران آذر-ی که تعدادشان نیز بسیار اندک بود به مقابله با دشمن خونریز برخاستند ولی در این جنگ سخت و ناعادلانه دشمن پیروز شد و سه قلعه مهم و بزرگ نیز به آتش کشیده شده و نابود شد و مردم نیز از دست آنها در امان نبودند و تعداد زیادی کشته شدند . یکی از پهلوانانی که در مقابل دشمن رشادت های زیادی از خود نشان داد شخصی بود به نام«اِئنگور» که تا پای جان در مقابل آشوریها ایستاد و جان خود را فدای مردمان این مرز و بوم نمود. البته ائنگور نام او نبود بلکه این کلمه ترکیبی بود از دو کلمه ی «ائن» به معنای «زیاد» و «گور» به معنای «زور و قدرت». با افزودن پسوند مکانی «ان» نام این منطقه را به یاد آن سردار بزرگ انگوران گذاشتند.  

 

با توجه به استنادات تاریخی که محل تولد زرتشت علیه السلام را شمال غربی ایران دانسته اند ؛

http://s4.picofile.com/file/8163992442/3545.jpg

 منابعی محلّ تولد وی را این منطقه می دانند که البته احتمال آن کم است و گفته شده است که او در روستایی به نام «کنزیه» زاده شد که امروزه به نام «گنج آباد» معروف است و هنوز هم مردمانی در این روستا زندگی می کنند.

و نیز با توجه به پسوند«افشار»

http://forum.cinemacenter.ir/attachments/1034d1286447044-king-nader.jpg

 

 در نام نادر شاه افشار که نام کوه هایی در این منطقه و نیز نام قبیله ی وی می باشد احتمال این که او نیز زاده ی این ناحیه باشد بسیار زیاد و نزدیک به یقین است و خانواده های بسیاری نیز با این نام دراین منطقه زندگی می کنند. ونیز بسیاری از منابع تاریخی محلّ تولد او را در کنار رود «قزل اوزن» ذکر کرده اند.

و این است که ما امروز وارثان سرزمینی هستیم که آن را بسیار کوچک می بینیم و حتی وجه تسمیه ی آن را نیز     نمی دانیم و قدم بر خاکی می گذاریم که بر ذره ذره ی آن از صدها سال پیش خون هزاران انسان بزرگ ریخته شده است و چه بسیار دلاورمردانی که در راه حفظ وطن و ناموس، از جان و هر آنچه که داشتند گذشتند و اکنون هیچ نامی از آنها برده نمی شود و هیچ کس به یاد آن همه دلاوری و رشادت نیست.

#######################################################################################################

جامعه‌شناسی تاریخی انگوران 

 ـ جامعه شناسی تاریخی انگوران زنجان ـ دکتر محمد خالقی مقدم ـ عضو هیئت علمی دانشگاه
جامعه‌شناسی تاریخی انگوران به دو دسته تقسیم می‌شود نخست شناخت وضع موجود این منطقه انگوران که شامل دهات اطراف انگوران و قصبه مرکزی آن که برروی همدیگر یک دهستان به نام دهستان انگوران را تشکیل می‌دهند و در جنوب غربی زنجان قرار دارند و مبتنی بر مشاهدات اجتماعی و عینی خود مشاهده‌گر از تجربه‌های امروزین این منطقه شهری است و دیگری جامعه‌ شناسی تاریخی این قصبه در دوران گذشته است که در آن به جای تکیه به مشاهدات اجتماعی خود مشاهده‌گر به مشاهدات تاریخی مورخان تاریخی و غیره استناد می‌شود که از این منطقه مشاهده داشته و یا مشاهدات خود را در ضمن متون تاریخی ابراز نموده‌اند. 

پیشینه بحث: 

در پیشینه، مبحث مستقلی به نام تاریخ اجتماعی انگوران دیده نمی‌شود و تنها در برخی از گزارشات تاریخی مختلف اسمی از این ناحیه آمده است در آن مبحث گزارشگران تاریخی در ضمن مطالب مختلف نکته‌ای هم راجع به انگوران ذکر کرده‌اند و این مطالب در کتابهای فتوح‌البلادان بلاذری و شهریاران گمنام کسروی و کتب تاریخی دوران سلجوقیان نظیر راحت‌الصدور و غیره و یا در کتاب نزهه‌القلوب مستوفی و تاریخ آل‌جلایر و کتاب دیاربکریه و کتاب سازمان اداری حکومت صفوی و جهانگشای نادری و در کتاب گلش مراد و نیز در کتاب روزنامه‌خاطرات عین‌السلطنه و سفرنامه الموت و لرستان و غیره دیده می‌شود. 

روش تحقیق:

در بررسی مزبور تکیه‌ی ما به مستندات تاریخی پراکنده در مورد منطقه انگوران و زبان و نژاد و قومیت آنان است که در برخی کتابها مثل مستوفی زبان آنان را پهلوی معرب و نژاد آنان را ترک‌وش و در منابع دیگر مثل گلشن مراد و جهانگشای نادری از اقوام افشار می‌داند و در مورد مذهب آنان از اهل حق بودن بحث می‌شود و در برخی منابع جغرافیایی از منطقه کوهستانی آنان که در جنب تخت‌سلیمان یاد شده است نام برده می‌شود و ما با جمع‌بندی و تجزیه‌تحلیل این نوع مسائل به شناخت جامعه‌شناسی تاریخی این منطقه‌ پرداخته‌ایم.

بحث و نتیجه‌گیری:

انگوران از قدیمی‌ترین مناطق کشور هست که نام آن از دوره‌های تاریخی گذشته در منابع مختلف وجود دارد و احتمال می‌رود که کلمه انگوران، نظیر کلمه دهستان گوران در استان کرمانشاه است که از کلمه گبران اخذ شده باشد که قبل از اسلام به دلیل واقع بودن معبد زرتشتی تخت‌سلیمان در جنب آن در این قصبه و روستاهای اطرافش نیز پیروان زرتشتی و گبر زندگی می‌کردند که بعد از اسلام به دست اعراب افتاد و شهر گنزه که در منابع اوستایی از آن بسیار ذکر شده است و بعد از آمدن اعراب معرب شده و هنوز به نام آبادی گنجه و یا گنج‌آباد کنونی در این دهستان قرار دارد هرچند روستاهای دهستان انگوران، به دلیل سردسیری نمی‌توانست محل جالبی برای سکونت اعراب باشد که به هوای گرمسیری عادت داشتند اما مراتع و چراگاه‌های سرسبز اطرافش مکانهای بود که برای چرای اسبان و گله‌های اعراب می‌توانست مکان مناسب باشد و به همین دلیل کتاب نزهه‌القلوب حمد‌الله مستوفی در ص 87 خود می‌نویسد که: انگوران از توابع مراغه است و مردمش سفید چهره و ترک‌وش باشند و بیشتر در مذهب حق می‌باشند و زبانشان پهلوی معرب است و همانطوریکه از متن نوشته مستوفی بر می‌آید که می‌نویسد زبانشان پهلوی معرب است. و نشان می‌دهد که ترکان و ترک‌وش‌های ساکن انگوران که از قدیم زبان ترکی‌اشان به کتابت پهلوی نوشته می‌شد و بر اثر اختلاط با اقوام اعرابی که اسبان و دامهای خود را تابستان‌ها برای چراگاههای اطراف آنجا می‌بردند، زبانشان هم آمیخته با زبان عربی شده و به تعبیر مستوفی، زبان پهلوی معرب (یا فهلویات عربی شده) می‌گردد و لازم به ذکر است که به نوشته فتوح‌البلادان بلازری اعراب شهر مراغه را که به صورت چراگاه اسبان بود به عنوان مرکز استان آذربایجان انتخاب کردند که قبلاً در دوران ساسانی در تخت سلیمان قرار داشت و به همین دلیل مستوفی هم در دوره ایلخانی می‌نویسد که هنوز انگوران جزو مراغه به شمار می‌رود و در دوره‌های بعدی که احمد یلیان سلجوقی هنوز در مراغه زندگی می‌کرد آن را جزو مراغه نگهداشته بود و بعدا فرقه اسماعیلیه در این منطقه نفوذ می‌کند که باعث تضعیف سلجوقیان شده و با آمدن هلاکو به منطقه سلطه اسماعیلیان را برانداخته و خودش مراغه را مرکز سیاسی خود قرار می‌دهد و فرزندانش نیز در درون معبد تخت سلیمان بناهای اضافه می‌کنند و اسبان مغولی را برای چرا به همین کوهستان‌ها می‌آوردند و به همین دلیل در دوره مستوفی که معادل زمان غازان‌‌خان ایلخانی است حمدالله مستوفی هنوز انگوران را جزو توابع مراغه به حساب آورده است، بعلاوه گزارش مزبور نشان می‌دهد که از دوران ایلخانیان تا کنون، تعداد زیادی از دهات اطراف انگوران اهل حق بوده‌اند که در گزارش مستوفی به این مسئله اشاره شده است و لذا در عصر حاضر تعدادی از اهل حق‌های روستاهای اطراف آن، بعد از انقلاب کوچیده و به شهر هشتگرد، مهاجرت کردند که گورانیهای کرمانشاه نیز به همین ترتیب است. و احتمال می‌رود که اهل حق بودن روستاهای اطراف انگوران نیز به دلیل آن باشد که قبل از آمدن مغلولها به این منطقه، فرقه اسماعیله نفوذ زیادی در این منطقه پیدا کرده باشد و لذا زرتشتیهای منطقه را که از قدیم به دلیل کوهستانی بودن و دور از دسترس بودن، هنوز عقاید قدیمی‌اشان را حفظ کرده بودند و قبل از آمدن مغلولان تحت تاثیر فرقه‌ اسماعیلیه اهل حق شده‌اند و یا تعدادی از آنها هم بعد از دوره صفویه، مذهب تشیع را می‌پذیرند و به همین دلیل انگوران که هم نام یک منطقه و دهستان است و هم نام یک قصبه، در گذشته تاریخی ساکنانی مرکب از مسلمانان اهل حق و مسلمانان شیعه داشت.

و بعد از آمدن مغولان به ایران این بار مغولها اسبان خود را به چراگاههای این منطقه می‌بردند و از جمله نام اوریاد هنوز بقایایی از قبیله اوریات دوره مغول در جنب همین دهستان است و یا نام رودخانه‌ آیدوغموش در منطقه ماهنشان که به رودخانه قزل‌اوزن می‌ریزد هنوز بقایای نام رئیس قبیله ترکان سلجوقی این منطقه است که در دوره سلجوقیان به نام آیدوغموش قبایل خود را به چراگاهای این منطقه می‌برد 

و گزارش دیگر از ناحیه انگوران در ص 241 سرزمین‌های خلافت شرقی دیده می‌شود و یا در ص 241 همین کتاب سرزمین‌های خلافت شرقی دیده می‌شود که انگوران را در جنب انجرود یا ایجرود می‌داند که مغولان از راه‌های کوهستانی آن از مراغه به سلطانیه می‌رفتند و نیز در کتاب تاریخ آل جلایر ص 295 می‌نویسد که: و انگوران در کنار رود قزل‌اوزن، یک جاده مستقیم از جنوب غربی سهند می‌گذشت و مراغه را به زنجان متصل می‌ساخت و بعلاوه در دوره صفویه به نقل ص 188 کتاب سازمان اداری حکومت صفوی که می‌نویسد: متن مورد نظر ما به انگور یا انگوران واقع در جنوب شرقی مراغه اشاره می‌کند که در حوزه قزل‌اوزن قرار دارد و از این نظر متعلق به زنجان است. و احتمال می‌رود که طوایف افشار که از دوره آق‌قویونلو در این منطقه ساکن شدند و در دوره صفویه نیز حضور در منطقه داشتند و بعدها طوایف افشار دویران یا دوه‌یاران را تشکیل می‌دادند که دارای شترهای خوبی بودند که برای بارکشی خوب بود و به همین دلیل هم آنها را افشار دویران می‌گفتند که تعداد زیادشان در روستاهای منطقه انگوران ساکن شده‌اند. و لذا هنوز قلعه موسی‌خان افشار در دهستان انگوران قرار دارد و یا ابراهیم‌خان افشار در قلعه پری دهستان ماهنشان و توسط پناه‌خان افشار دستگیر و به شاهرخ افشار تسلیم می‌کنند که منابع مختلف تاریخی گیتی گشا و دیگر کتب به آن اشاره دارند. 

و در دوره افشاریه کتاب جهانگشای نادری اشاره می‌کند که در این دوره آشورخان پاپالو که در آن اوان حاکم اورمی در دوره نادر بود تعدادی از آنان را از اورمیه و صائین قلعه و انگوران و غیره کوچانده و همراه با اردوی لشگرکشی نادر می‌گرداند و بعد از فروپاشی ارتش نادر که بعد از قتل نادر اتفاق افتاد تعداد زیادی از آنان به منطقه دوباره برگشته و تعدادی نیز هنوز در شهر اصفهان مانده بودند که به نقل ص 467 گلشن مراد در سال 1193 و یا در سال آخر عمر کریمخان زند وی آنها را کوچانده و همراه جهانگیرخان افشار که فرزند فتحعلی‌خان افشار ارومی بود و در تبعید دوره زندیه به سر می‌برد ولی کریمخان زند به نقل همین ص گلش مراد تصمیم می‌گیرد که او را به حکومت صائین‌قلعه و انگوران سرافراز فرموده و روانه محل ایالت شود و مقرر فرمودند که کوچ و بنه‌ی فتحعلی‌خان و برخی از سرخیلان افشار را که در این مدت در اصفهان متوقفند از ولایت مزبور حرکت داده و به اتفاق خود به مواطن اصلی برده و در آنجا سکنی و در آن امکنه قدیمی جا و ماوا دهد.

اما قبل از این تاریخ هم تعدادی از همین طوایف افشار که بعد از مرگ نادر به منطقه خودشان آمده بودند و در سالهای 1187 و 1188 هجری بود به همراه ذوالفقارخان افشار زنجان به جنگ عثمانی‌ها می‌روند که ص 318 کتاب گلشن مراد به آن اشاره کرده است و می‌نویسد: که نواب معظم الیه با قشون گروس و صائین‌قلعه و انگوران و مراغه حسب‌الامر خدیو موئید منصور با عساکر مامور به محل مزبور شتافته و بعد از ورود و تلاقی او و لشگر رومیه (منظورش لشگر عثمانی اتفاق افتاد) و در دوره قاجاریه هم کتاب روزنامه خاطرات عین‌السلطنه، مطالب ذیل را در صفحات 1591 می‌نویسد که در مورد تیول شدن انگوران و دندی برای قاجاریه است و چنین می‌نویسد: پسران عبدالعلی خان غیرمرحوم، هرزگی کرده بودند جمعی را به مراش فرستادم هر چه دزد دخل، هرزه هست، نایب الصدر با آنها همراهی و حمایت دارد، و همین مفخم نظام از غارت گروس، صد گوسفند و یک اسب برایش فرستاده بومد. خلعت مجدد هم برای شکور دزد فرستاده است. و حضرت والا حکم به نفی بلدش فرموده بودند. از بس التماس کرد و شفیع بر انگیخت از تقصیرش گذشته باری تیول شدن این انگوران و اوریاد لطمه سختی به حکومت خمسه و ایل دویران زده، و بعد از وضع محل فوج و سوار و غیره تمامی را تیول حضرت والا سالار الدوله را داده‌اند.

تومان یک تومان، حشمت‌السلطان نایب این جاها معامله کرده و از شاهسون صدمه خورده‌اند می‌گویند هم قسم شده و می‌خواهند از تیول خارج شوند و در ص 1595 هم در مورد فرع شدن انگوران می‌نویسد:

این مطلب را هم تا حال ننوشته بودم، یک ماموریت من گرفتن هزار و پانصد تومان فرع‌انگوران و اوریاد بود که دو ساله سه هزار تومان می‌شود و در این خصوص مکرر به طهران عرض شده بود که شش هزار تومان فرع در کتابچه‌ی خمسه جمع است و به مردم مواجب مرحمت شده که در حقیقت جزو اصل مالیات محسوب است. و از این شش هزار تومان هزار و پانصد (تومان) انگوران و اوریاد است (و) دویست تومان خرمن که تیول حضرت سالارالدوله است، یا حکم شود بدهند یا از جمع مالیات کسر شود، یک دفعه پارسال، یک مرتبه امسال، هنگامی که در منجیل (به) استقبال موکب مبارک رفته بودند دستخط انجم نقطه صادر شد که مطالبه شود و سالارالدوله حکماً بدهد، این سفر که پیش آمد محرمانه حکم شد که در صورت امکان مطالبه و وصول شود. این بود که هر چه کردم نیامد. من از دیروز مصمم شدم خودم رفته به قریه‌ی دندی و حشمت‌السلطان را دستگیر کنم و خیال خود را از همه پوشیده داشتم. مگر در ضمن صحبت به فخرالممالک گفتم که آنجا برویم ضرر ندارد، بنه هم به سمت قشلاق رفته بود، چون دیشب حضرت والا دستخط فرموده بودند که مقصرین ‌عجملو به تبریز رفته‌اند، بدون احکامات و تدارک رفتن ثمر ندارد شهر بیایند، با اسعدالسلطنه و اسعد نظام (و) برهان الملک هم، مشورت طولانی شد رفتن را صلاح ندیدند و این بود که به سمت شهر عازم شدیم، یک اسب سفید چهار سال هم، اسعدالسطنه صبح تقدیم کرد و خوب اسبی است، تمام سوار در سر راه شهر، صف کشیده بود.

به سوی دندی

من عباسقلی خان را صدا زده به گوش او گفتم دندی برو. جلو افتاد و برخلاف جهت روانه شدم، هم از پشت سر و جلو فریاد زدند راه ایلی‌بلاغ این است، من‌التفاتی نکرده رفتم. تا اسعدالسلطنه رسید که راه منزل امشب این نیست عوضی می‌روید آرام گفتم ماموریت محرمانه دارم و راهش این است که می‌روم. گفت مطلبی است علیحده، بروید.

اسب جهانشاه خانی تند راه می‌رود و می‌رفتم از عقب آمدند معلوم گردید دندی است و فریا استارک هم که در سالهای 1927 الی 1931 به ایران آمده است، در سفرنامه الموت، لرستان خود و در صفحات 398 و 402 و 410 و 412 آن از انگوران نام می‌برد.
###################################################################################################

تپه های تاریخی انگوران 

تپه های تاریخی

 

نام  مکان  دوره محل قرار گیری
ال تپه سی عصر آهن روستای انگوران/دهستان انگوران/بخش انگوران
اوزرلیک تپه اسلامی روستای خضر شاه/دهستان انگوران/بخش انگوران
تپه بدابورجی اسلامی روستای حلب/دهستان انگوران/بخش انگوران
تپه داشلی قیه    ساسانیان  روستای میانج/  دهستان انگوران/بخش انگوران
تپه روستای قدیم    اسلامی بخش انگوران، دهستان قلعه جوق، جنوب روستای قلعه جوق
تپه سارای اسلامی بخش انگوران، دهستان انگوران، روستای قره زکی
تپه قلعه قوزیجاق اشکانیان بخش انگوران، دهستان انگوران، روستای قوزیجاق سفلی، ۲/۵ کیلومتری روستای قوزیجاق سفلی
تپه قلعه کاروانسرا اسلامی  بخش انگوران، دهستان انگوران، روستای کاروانسرا،
تپه قلعه کوسج علیا اسلامی بخش انگوران، دهستان انگوران، غرب روستای کوسج علیا،
تپه قوروچی لیک اسلامی بخش انگوران، دهستان انگوران، ۵۰۰ متری شرق روستای قره زکی
تپه مراش اسلامی دهستان انگوران، ۲۰۰ متری شرق خانه‌های روستای مراش
تپه پالچیقلی اشکانیان بخش انگوران، دهستان انگوران، ۱ کیلومتری شمال غرب روستای قرقان سفلی
تپه موسی قبری اشکانیان بخش انگوران، دهستان انگوران، روستای خضرشاه، ۷۰ متری شرق روستای خضرشاه،
تپه کلوایچی اسلامی بخش انگوران، دهستان انگوران، ۲/۵ کیلومتری شرق روستای قره ناز
تپه چپ دره سی اشکانیان بخش انگوران، دهستان انگوران، روستای انگوران،
تپه چهل خانه روستای انگوران
تپه کولی یونجا هخامنشیان بخش انگوران، دهستان انگوران، ۱ کیلومتری شمال روستای یوسف آباد
تپه کورت قشلاقی اشکانیان بخش انگوران، دهستان انگوران، ۱ کیلومتری شمال غرب روستای چای کند
تپه کهریز تپه سی برنز. آهن بخش انگوران، دهستان انگوران، روستای اوچ داش،
تپه یار قلعه سی برنز بخش انگوران، دهستان انگوران، ۵۰۰ متری شرق روستای انگوران
تپه یار قلعه سی ۲ هخامنشی بخش انگوران، دهستان انگوران، ۵۰۰ متری شرق روستای انگوران
تپه گیلدیرتپه سی اشکانیان بخش انگوران، دهستان انگوران، روستای خاینیک،
قره گل تپه سی اشکانیان بخش انگوران، دهستان انگوران، ۱۰۰ متری شرق روستای خضرشاه،
قرش تپه ۲ اشکانیان بخش انگوران، دهستان قلعه جوق، ۱۵۰ متری شرق روستای کهریز بیگ
خرمنلی تپه اشکانیان بخش انگوران، دهستان انگوران، ۳۵۰ متری شرق روستای آق بولاغ
منجوق لغ تپه ساسانیان روستای باستی
 
  • حسن نادری
  • حسن نادری
  • حسن نادری